|
اشعاری از خسرو نوربخش
الا یا سا الا یا قی الایاها ، الایا ایها الساقی و ساهاقی و ساقی ها و یاهایا الایا ایها الساقی وآ، سالا قی آساقی و لا ای سا قی آها یا و ساقی سا قی ای سالا ولاهاو و ساقی آ الایاایها الساقی الاای قی و آساها و یا آسا قی ای ساقی وقی ساوَ الایا ای الاهاقی وساقی سا الایاا یهاالساقی الف ساقی و لاساقی ویاای سا وقی هاو الف لاسا قی ای ساقی وهاساقی الف یا لا الایاا یهاالساقی الف لام ای وآساقی وهایاایهاالساقی الف لام ای وآساها الف قی لامُ قی آسا الایا ایهاالساقی وساقی ها وای یاسا قی ای ساقی ویایاایها الساوَ وقی هاسا الاقی ای ویاایّا الایاایهاالساقی الف لاو الف یا ایها السالا وقی ساقی الف لاای وهاساقی الایا ایها الِّا الایاایهاالساقی خسرو نوربخش ----------------------------------------------------------------------- (رستهراب) از رستم رستم سهراب از، رستم سهراب از سهراب ، رستهرابم از از از سهر از از رستم آب از از ، رستم سهراز، از از آب،رستهرابم از از از از رستم اسب آسهراب از ، سهراب از رستم آ اسب، اسب از رستم سهراب از اسب آ از رستم از از از ، از سهراز از از اسباب رستهرابم از از از رستم غرق از از سهراب از ،غرق از سهراب از از غرق، از سهرازآب از رستم از رستم رستم غرق از از سهراب از سهرازغرقاب، رستهرابم از از از سرخ از رستم سهراب از از رستم از سهراب از سرخ ، سرخ از رستم از سهراب رستم سرخ از رستم سهراب از سهر ازاز ازسرخاب رستهرابم از از از بی رستم تاب از سهراب از سهراب از بی رستم تاب تاب از رستم بی سهراب تاب از بی رستم از سهراب ، ازاز تاب از از بی تاب رستهرابم از از از رستم از در یا سهراب از، در رستم یا سهرازآب درازیا رستم سهراب دریاب از سهراب از رستم، از از از از از دریاب رستهرابم از از از رستهرابم رستهرابم ، از از رستهر از از آب رستهرابم از رستم سهرابم از رستهرابم از از از از رستهراب رستهرابم از از از خسرو نوربخش --------------------------------------------------------------------------------------- می می خنجر اژدرها اژدرها خنجر می می ها اژدرمی خنجرها اژدرها خنجرمی می می اعطینا اژدرمی هاکوثر خنجرانِّا اعطیناک الکوثرها اژدرها خنجر می می جرمی ها اژدرها جر جرمی می می می خنجر ها اژدر خنجر جرها اژدرها خنجر می می می به اژدرهاتر به اژدرها خنجربه می به خنجر به به ترها اژدرها خنجر می می می الله اکبر می ها ها می می خنجرها می الله اژدر اکبرها اژدرها خنجر می می دل می بر اژدرها می خنجر دل می بر دل دل می بربر می دلبر ها اژدرها خنجر می می می وانحر اژدر می ها خنجرها اژدرها می ها خنجرها وانحرها اژدرها خنجر می می خسرو نوربخش ------------------------------------------------------------------------------------------ پر شد گلوی زخم تو پر شد گلوی زخم زخم آمد از گلوی تو تا گفتگوی زخم از روبروی زخم تو تا زخم روبرو هی زخم و زخم و زخم، وَ هی روبروی زخم رگ شد وضوی بیعت رگ شد شتک شتک اینک شتک شتک رگ و اینک وضوی زخم ای سرخ کهنه، کهنه ترو زخم تر، وَ سرخ گبری بریز، کهنه و سرخ از سبوی زخم از بوی زخم و پیرهن از بوی و پیرهن از زخم بوی پیرهن از زخم بوی زخم رگ،زخم،رگ،ملاَءکه،رگ سرخ و سجده رگ مسجد شد از نمایش رگ، فَسجُدوی زخم زخمی که زخم زخم نمی گفت و زخم گفت زخم نگفته گفت به زخم مگوی زخم خسرو نوربخش ------------------------------------------------------------------------------------ چه رگی ! وَه چه رگی ! به چه رگی! خنجر کو؟ تیغ لا مذهب صیقل زده ی کافر کو؟ زهره ای کو که از آن مستِ فراوان پرسم، آن فراوانِ فراوانِ فراوانتر کو؟ اربعین طی شد و خم بالغ و می بالغ تر آن تلو در تلوآن کژمژِ بی لنگر کو؟ باغ، بار آور و انگور، مداوم بالغ فرصت زاویه و چلّه ی شهریور کو؟ ماه در نیل تماشای تو هر شق می خورد این همه معجزه ، پس حضرت پیغمبر کو؟ آسمان مال تو ای پرپری بالا بال آسمان کو همه ی بال تو کو، پر پر کو؟ رقص از حوصله ی پیرهنم بیرون زد آن دم ِ دم دم ِ دم دم دم ِ دم دم تر کو؟ خسرو نوربخش ------------------------------------------------------ چه کسی پشت سر سرمه ی بادان تو تلخ جام تلخی زده در معرکه برجام تو تلخ تلخ،تهذیب تو را، شیشه ریاضت فرمود شیشه شد جام شد از سرخ سرانجام تو تلخ مکث، ابرآمده ابرآمده از مکث تو ابر ابر جرجر زده بر منحنی بام تو تلخ گره از فاصله ی این همه گل، قرمز کن به گلاب و شکر پخته تر از خام تو تلخ کم کم از دایره هی دایره کم کم امّا پر شد و دایره شد ساعت ایام تو تلخ بارک الله، از این ناوک و ناوک، به به مرحبا ای دل آشفته به پیغام تو تلخ الف ازلام و الف پر شد و در هو پیچید هو شتک می خورد از جام الف لام تو تلخ خسرو نوربخش |+| نوشته شده توسط سید حمید ناصحی در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386 و ساعت 13:39 |
